پوچ
سلام به همگی...سلامی که یه عالمه خستگی و نا امیدی پشتش پنهونه!میخواستم دیگه ننویسم حد اقل توی وبلاگ ولی...ولی نتونستم(حد اقل جرات اعتراف کردن رو دارم)دیدم تنها راه خالی کردن خودمو دلم و دلم و خودم وبازهم خودم و دلم(!!!) نوشتن و قلم زدنه.وقتایی که قلم دستمه احساس سبکی میکنم هرچی دلم میخواد مینویسمو از دنیای پر از درد و دروغ فاصله میگیرم.به زودی با نوشته های جدید آپ میکنم.
سمیرای مهربونم ممنونم ازت به خاطر اینکه وب رو نگه داشتی راستش وقتی آدرسو تایپ کردم و اینتر زدم فکر میکردم با یه وبلاگ متروکه مثل دل خودم رو به رو میشم.دلم واسه نوشته هات تنگ شده بود.هر کدوم رو ۲ بار خوندم
.راستی اول تولد خواهر زاده ی گلت رو تبریک میگم(هرچند که یه ذره دیر شد ببخشید)بعدشم معدل تاپت رو...تو انقدر مهربونی و دلت پاکه که خدا هرچی ازش بخوای بهت نه نمیگه پس عاجزانه ازت میخوام واسه زندگی منم دعا کن!

Stats
جستجوی مطالب
آمار وبلاگ
تعداد بازديدها: